مادر این پسر جوان با گذشت 7 ماه بی‌خبری از وی به دادیار هاشمیان از شعبه اول دادسرای امور جنایی تهران مراجعه کرد و خواستار ردیابی وی شد. 
وقتی با دستور دادیار جنایی تیمی از پایگاه سوم پلیس آگاهی به ردیابی پسر گمشده پرداختند، افسر پرونده در نخستین اقدام به تحقیق از مادر نگران دست زد. 
این زن به کارآگاهان گفت: «بابک 40 ساله برای ترک مصرف مواد به کمپی واقع در ملارد کرج رفته، اما پس از گذشت تنها 24 ساعت به همراه یکی از مستخدمان کمپ به نام علیرضا و با یک خودرو از کمپ خارج و از آن زمان گم شده است.» 
کارآگاهان در بررسی‌های ویژه‌ای دریافتند که علیرضا به همراه خودروی کمپ روز 10 مردادماه در شمال کشور دستگیر شده است، اما پس از گذشت مدت کوتاهی و در شرایطی که در زمان دستگیری وی هنوز هیچ‌گونه طرح شکایتی از سوی خانواده بابک انجام نشده بود، با رضایت مدیریت کمپ از زندان آزاد شده است. 
علیرضا که می‌توانست سرنخی از سرنوشت بابک باشد، تحت تعقیب قرار گرفت و مشخص شد جسد علیرضا روز سوم فروردین ماه سال گذشته در کرج پیدا شده است. 
هیچ ردپایی از بابک به دست نیامد تا این‌که با فرضیه جنایی بودن سرنوشت این مرد جوان تیمی از اداره 11 پلیس آگاهی تهران وارد عمل شدند و در اقدامات خود به بررسی سازمان زندان‌ها، پزشکی قانونی، کلانتری‌ها، بیمارستان‌ها و گرمخانه‌های سطح شهر تهران پرداختند ولی هیچ سابقه‌ای مبنی بر بودن بابک در این سازمان‌ها پیدا نکردند. 
بنابه این گزارش، برای حل این معمای پیچیده دادیار هاشمیان خواستار انتشار عکس بابک شد تا کسانی که اطلاعاتی از سرنوشت وی دارند، با شماره 51055611 تماس بگیرند.