سینما و اخبار داغ ، در سالی که گذشت !
ترانه با تاجر ونيزي ازدواج كرد
در سالي كه گذشت شايعهسازان به سراغ ترانه عليدوستي رفتند و درباره زندگي خصوصي او و ازدواجش شايعاتي را مطرح كردند. اين شايعه در تمامي فضاي اينترنت چرخيد و عاقبت به گوش خود عليدوستي رسيد. او در پاسخ به شايعهسازان گفت: برداشتهاند تيتر زدهاند ترانه زن يك تاجر مقيم انگليس شد و الان هم لندن است. دوستانمان به شوخي سربه سر همسرم ميگذارند و اسم همسرم را گذاشتهاند تاجر ونيزي!من و همسرم همسن هستيم و او تا ماه پيش دانشجو بود و درسش تازه تمام شده!
خانم ترانه كه زماني 15 سال داشتند لطف كردند و خودشان همه چيز را رو كردند. اين اطلاع رساني دقيق ايشان جاي تقدير دارد. اگر همه بازيگرها بيايند و بگويند كي ازدواج كردهاند و با چه كسي، ديگر هيچ شايعهاي درست نميشود. پيشنهاد ميشود بازيگران درباره نحوه آشنايي، تعداد سكههاي مهريه و اين كه سرويس چوب جهيزيه را چه كسي متقبل شده هم توضيح بدهند تا ديگر جاي هيچ ابهامي باقي نماند.
باز هم دستمزد گلزار
بعضي مطبوعات، اگر درباره دستمزد گلزار ننويسند صبحشان شب نميشود. در سالي كه گذشت باز هم ماجراي دستمزد او خبرساز و جنجالي شد. خبر اين بود: محمدرضا گلزار با دستمزد يك ميليارد توماني به قهوه تلخ ميآيد. او قراردادي ميلياردي با دفتر توليد سريال «قهوه تلخ» (برادران آقاگليان) امضا كرده و قرار است امسال در دو فيلم سينمايي اين تهيهكننده و چند قسمت از مجموعه ويديويي مذكور بازي كند. البته از آن طرف وزارت ارشاد آن چنان محكم واكنش نشان داد كه قراردادي كه هنوز بسته نشده بود لغو شد. هيچ كس هم نفهميد اين ماجرا واقعيت داشت يا شايعه بود. خبر ديگر درباره گلزار اين بود: تهيهكنندگان مجموعه «ساخت ايران» خبر دستمزد 800 ميليون توماني محمدرضا گلزار براي بازي در اين مجموعه را تكذيب كردند. در سال 90 فيلم «در امتداد شهر» با بازي گلزار اكران شد. در آن فيلم گلزار در نقش واقعي خودش جلوي دوربين رفت. يعني بازيگري كه خيلي خيلي خيلي محبوب است و شبكههاي خارجي ماجراي به گروگان گرفته شدن او را به طور زنده پخش ميكنند. برخلاف پيش بينيها فيلم فروش زيادي نداشت چرا، خبر نداريم!
رامبد جوان گيشه را تكان داد
در سال 90 بعد از مدتها بالاخره يك فيلم كمدي خوب ديديم. ورود آقايان ممنوع از آن كمديهايي بود كه هم توانست مردم را بخنداند و هم از جشنواره فيلم فجر جايزه بگيرد. يكي از دلايل موفقيت فيلم اين بود كه رامبد جوان فقط فيلم را كارگرداني كرده بود و خودش جلوي دوربين نرفته بود. اگر خودش هم ميخواست بازي بكند آن وقت حواسش پرت ميشد و نميتوانست روي كارگردانياش وقت بگذارد. رضا عطاران هم نقش يك معلم خونسرد دست و پاچلفتي را بازي ميكرد. ويشكا آسايش يك خانم معلم سختگير بود كه ميخواست ثابت كند زنها از مردها خيلي بهترند. ولي آخرش در دام عشق آقاي معلم گرفتار شد. اين فيلم با فروش سه ميليارد و 41 ميليون تومان پرفروشترين فيلم سال شد.
ژانر خيانت، عشقهاي مثلثي، مربعي...
فيلمهاي جشنواره امسال را ميتوان در چند دسته طبقهبندي كرد. در برخي از فيلمها مردها در حال خيانت به همسرانشان بودند. در برخي فيلمها، مردها ميخواستند خيانت كنند اما نميتوانستند. در برخي، زنها فكر ميكردند كه مردهايشان ميخواهند خيانت كنند. در برخي ديگر مردها خيانت كرده بودند و پشيمان شده بودند و برگشته بودند و...
جالب است كه شعار جشنواره هم اميد و آگاهي و اخلاق بود. امسال جشنواره پر بود از فيلمهايي كه عشقهاي مثلثي و مربعي را نشان ميدادند. همين طور پيش برود سال ديگر شاهد انواع و اقسام چند ضلعيهاي منتظم در حوزه فيلمهاي عاشقانه خواهيم بود.
سريال اخراجيها
وقتي از سيدجواد هاشمي پرسيدند نظرت درباره «اخراجيهاي 3» چيست گفت: عوامل اخراجيها بايد متوجه شوند كه يك بهتر از دو بود و دو بهتر از سه. خدا نكند كه سه بهتر از چهار باشد.
طرفداران اخراجيها دعا ميكنند كه اين جملات به گوش مسعود خان ده نمكي برسد و او اگر خواست اخراجيهاي 4، 5 و 6 را بنويسد يك كمي بامزهتر بسازد. علت موفقيت فيلم اين است كه مردم كنجكاوند ببينند اين نسخه اخراجيهاي جديد از قبلي بهتر شده يا نه؟ حالا جواب اين سوال هر چه باشد كنجكاوي مردم به نفع گيشه فيلم تمام ميشود.
اكبر عبدي در نقش پيرزن
چند روز مانده به اختتاميه جشنواره فيلم فجر يك شايعه به سرعت بين خبرنگاران پيچيد: امسال ميخواهند جايزه بهترين بازيگر زن را به اكبر عبدي بدهند. از آن جا كه اكبر خان نقش يك پيرزن را به خوبي بازي كرده بود بعضيها اين شوخي را جدي گرفتند. اما چند روز گذشت و خبر رسيد كه عبدي برنده جايزه بازيگر مرد شده است و نه زن. اين دومين بار بود كه اكبر عبدي در نقش يك زن جلوي دوربين رفت. اولين بار در فيلم آدم برفي يك زن جوان شد و ويزاي آمريكا گرفت. دومين بار در فيلم «خوابم ميآد» ساخته رضا عطاران درنقش مادر شخصيت اصلي (عطاران) جلوي دوربين رفت.اكبر عبدي بعد از گرفتن جايزهاش جملات بامزهاي را بيان كرد و گفت: جايزه را به عنوان زنگوله پشت تابوت قبول ميكنم، چون ماشين هم ميدن، بيشتر به خاطر ماشين، چون اين كه [سيمرغ] شيشه خاليه! تبريك ميگم به رضا عطاران، اما تهيهكننده اين فيلم حتي يك زنگ به من نزد و گفته بود بريد دنبال يك پيرزن! متاسفانه همه پيرزنهايمان هم مردند! براي همين دادند اين نقش را به من!
مهناز افشار، روي دور شانس
اگر بخواهيم خوش شانسترين بازيگر سال 90 را انتخاب كنيم يك گزينه بيشتر نداريم: «مهناز افشار». او در اين سال پشت سر هم خوش شانسي آورد. اول اين كه فيلمهاي خوبي به او پيشنهاد شد. دوم اين كه بيشتر فيلمهايش مثل قصه پريا و سعادتآباد اكران شدند. او چند ماه مانده به سال نود به عنوان بهترين بازيگر نقش مكمل زن براي فيلم سينمايي «سعادتآباد» انتخاب شد و سيمرغ بلورين به همراه دستگاه خودرو سمند را دريافت كرد. در جشنواره سيام نيز موفقيتش را تكرار كرد و براي فيلم «برف روي كاجها» ديپلم افتخار گرفت. بازيگري كه روزي در شور عشق و فيلمهاي درجه 2 و 3 بازي ميكرد حالا حسابي پيشرفت كرده و بازيگر فيلمهاي مطرح، هنري و ارزشمند شده است. پل چوبي، يه عاشقانه ساده و برف روي كاجها سه فيلم افشار در جشنواره امسال بودند كه او در هر سه خوش درخشيد. او در سال 90 حسابي روي دور شانس افتاده بود. سال گذشته يك عكسي از خانم افشار منتشر شد كه او را در مكه و مدينه نشان ميداد. بنابراين بايد هنگامي كه خانم افشار را صدا ميكنيم لفظ «حاجيه خانم» را هم قبلش بياوريم.
غزال تيزپاي سينماي ايران
مهمترين اتفاق هنري سال 90 اين بود كه «اصغر فرهادي» به نمايندگي از هموطنانش مجسمه اسكار را در آغوش كشيد. او بالاي سن رفت و با جملاتش اشك خيلي از ايرانيها را در آورد. اين اولين بار بود كه يك نفر آن بالا به زبان فارسي صحبت ميكرد. اين صحنهها را كه ديديم به شدت ياد بازي ايران و استراليا افتاديم كه جواد خياباني فرياد زد: گل براي ايران، باز هم روي زمين. حالا اصغر فرهادي غزال تيزپاي سينماي ايران است. او در جام جهاني سينما، قهرماني را براي ايران به ارمغان آورد و با فيلمي كه از انسانيت و مهرباني سخن ميگفت خوش درخشيد. از نكات جالب مراسم خانم ليلا حاتمي بود كه با لباس عروس در مراسم حاضر شده بود. او ميخواست يادآوري كند كه موضوع جدايي نادر و سيمين يك قصه خيالي بوده. او ميخواست با لباس عروسياش مردم را ياد جشن بياندازد و تلخي جدايي را يادآور شود.
2 كوچولوي خوشحال سال 90
آقــا اسي و عمــو يزدان
اگر در سال 1385 خواننده مجله خانوادهسبز بوديد، تصويري روي جلد به چاپ رسانديم مربوط به دوتا آدم كوچولو كه يكي از آنها اسماعيل آتشپنجه(ملقب به اسي) بود كه به جز كار ثابتش، شعبدهبازي و كار ژانگولر هم ميكرد... در آن سال اين زوج فرزندي نداشتند، اما خداوند به آنها دو فرزند پسر داده، اميرمحمد كه در سال 1386 به دنيا آمد و طاها متولد سال 1388 كه هر دو فرزندشان بچههايي عادي هستند، مثل بقيه بچهها...
همان طور كه ميدانيد آدم كوچولوها يك تيم فوتبال هم دارند كه از زمان تشكيل تاكنون 17-18 بازي انجام دادهاند. آخرين بازي آنها چند روز پيش در يزد بود كه با پيروزي آنها، به پايان رسيد و از اين خبر بايد نتيجه گرفت كه همه آنها آدمهاي موفقي هستند، ما در اوايل سال 90، گزارشي كامل به چاپ رسانديم، اما از اين جهت اسي و يزدان را به عنوان كوچولوهاي خوشحال سال 90 انتخاب كرديم كه اسي دو تا پسر سالم دارد و در فيلم سينمايي به كارگرداني آرش معيريان به نام «فيتيله و ماه پيشوني» بازي كرده كه در آن سيروس گرجستاني، احمد نجفي، يوسف صيادي، نيوشا ضيغمي و بازيگران برنامه فيتيله بازي ميكنند و «يزدان» هم كه رفاقت 10 سالهاي با اسي دارد، تا جايي كه اميرمحمد به او «عمو يزدان» ميگويد – اين عمويزدان يك فوتباليست حرفهاي است، اگر بازياش را ببينيد، تعجب ميكنيد، به خوبي دريبل ميزند، تكل ميكند و با رو پا شوتهاي قوي ميزند، تا جايي كه بازي خوب او چشم «حسين ياريار» را گرفت و او را به تيم هنرمندان دعوت كرد و او با قامت كوچكش هم بازي بزرگسالان شده است، يزدان چند روز پيش، نزد اسي رفت، تا از او و بچههايش ديدن كند. البته «يزدان» هم در يك تله فيلم تلويزيوني در حال بازي و با كامران تفتي همبازي است. گفتني است، آقا اسي 42 ساله و عمو يزدان 30 ساله هستند... زندگي اين افراد هم خيلي بامزه است، گرچه بايد اشاره داشت كه آنها هم مثل آدمهاي عادي زندگي ميكنند... براي همه اين افراد در سال 91 آرزوي سلامت و سعادت داريم... شايد واستون جالب باشه اينو بدونيد كه «اسي» رانندگي هم ميكنه...